جنون پرواز

مینویسم برای مردی که چهار گوشه ی قلبش شکسته است....

جنون پرواز

مینویسم برای مردی که چهار گوشه ی قلبش شکسته است....

جنون پرواز

اللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِف نَبِیَّکَ
خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را نشناسانى پیامبرت را نشناسم

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَ
خدایا رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسانى حجتت رانشناسم

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى
خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر نشناسانى از دین خود گمراه گردم.


اللهم عجل لولیک الفرج .
اللهم احفظ قائدنا امام الخامنه ای .

آخرین نظرات
پیوندها

عشق،ترکش ،جنون

چهارشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۵۶ ب.ظ

برااسفند اسفندی دود کنیم!

عجب ماهیه این ماه!

حمید باکری : 6 اسفند
حاج حسین خرازی : 8 اسفند
امیر حاج امینی : 10 اسفند
حاج ابراهیم همت : 17 اسفند
حجت الله رحیمی : 18 اسفند
عبدالحسین برونسی : 23 اسفند
حاج عباس کریمی : 24 اسفند
مهدی باکری : 25 اسفند
 

ومن جاماندم از سفر به جایی که میخواستم چراغ تکلیفم را امسال انجاروشن کنم!!!!

دیرزمانی ست اهل احساسات پوشالی شده ام وفرسنگ ها ازسیاره شهدادور،غفلت وغروروتکبرزیرپوستم لانه کرده پروانه های احساسم شدند کلکسیون .

دیگر شبها هرچه به اسمان نگاه میکنم ستاره هابرایم دست تکان نمیدهند،این روزها تکان های دلم سطحی شده و هیچ زلزله  وشوکی کارسازنیست تامراازخواب غفلت بیدارکند

انقدربوی مردارگرفته ام که کرکس های گناه رهایم نمیکنند

شهید ،شهید رانمیتوانم هجی کنم

اماتو فکه!!!

کمکم کن تاعادت کنم عادت نکنم هرچند فرسنگ ها از رمل هایت دورم، دور دور

فکه اوینی راباهمه ی خوبی هایش حسن باقری را باهمه مظلومیتش ومجید بقائی راباهمه ی وقارش درمن زنده کن

فکه قول میدهم لباس احرامم رابیرون نیاورم

من خوب میدانم اخر کوچه ی گناه بن بست است ولی شهدا (لا تکلنی ال انفسی طرفه عین ابدا)

 

کاش میشد به عمق خاک های شلمچه کوچ کرد تارازهای سربه مهر و ناشنوده رادانست وفهمید.شلمچه یعنی جای قدم های مادر

خدایا تاوان کدوم گناهمه که فاطمیه تو قدم گاه فاطمه نیستم؟؟؟؟

سلام برتو طلائیه که بوی دستان خدامیدهی سلام برتو که عقربه های قطب نمای دلم سمت تو تعظیم میکند.

سلام برتو دهلاویه که بانام چمران عجین گشته ای وچمران یعنی عاشق ،قاطع،اراده ای اهنین چمران یعنی شاگرداول دانشگاه توحیدوشهادت.

سلام برتو فکه وفکه یعنی ازفرش تاعرش ،فکه محل نوشتن پایان نامه ی فارغ التحصیلان مدرسه ی عشق ودانشگاه دفاع مقدس است ،فکه یعنی نمره ی بیست ،پای کارنامه های بچه های بسیج .ومن ازدرک فکه عاجزم

دوکوهه ازچه چون ویرانه هستی؟تو خالی از گل وپروانه هستی! دوکوهه گو که گردان ها کجایند مگرنزدشهید کربلایند.

اروند متولد کربلاست.اروندگل الوداست ووحشی،هرچی سرراهش باشد رامی برد وحتی دل را.

شرهانی  سرزمین طلاست اگرنقشه داشته باشی راحت به گنج میرسی منظورم پلاک است یاهرچیزی که میتواند تورابه شهیدبرساند.

 

شما که داریدامسال بادعوت نامه ی ویژه ی مادر میرین جنوب دعا برای گنه کارانی مثل من که همیشهلحظه های اخر رفتنشون کنسل میشه یادتون نره خصوصا تو فکه

امسال مادر خودش دعوت نامه فرستاده ولی لحظه ی اخر من بی سعادت جاموندم

یازهرا

 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۲۱
mobarez293

نظرات  (۲۸)

مرحوم دولابی ره:
ماه رجب ،
ماه امیرالمومنین (ع) است."



http://zareh.blog.ir/post/332

۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۰:۴۶ میلاد علیدوست

سلا م با موضوع سیاسی کردن علم در خدمتم
موفق باشید

امسال مادر خودش دعوت نامه فرستاده ولی لحظه ی اخر مال منو پس گرفت!!!


آره کار مادر شده فرستادن و پس گرفتن دعوت نامه!!!!!!!!

چرا این همه ائمه رو کوچک می کنید

ائمه و شهدا اونقدر بزرگ هستند ک همه رو دعوت میکنن حتی کسانی ک غیبت می کنند

و الغیبت الشد من الزنا

بعضی ها هم ک شدن مدیر برنامه ائمه میگن این هفته برو فلان جا اون هفته برو فلان جا

امام زمان  تو بیابون چادر نزده و بیکار نیست ک هر روز دعوت نامه بفرسته و پسش بگیره

ائمه رو کوچک نکنید

اونها همه رو دعوت کردن 1400 سال پیش نوبت لبیک شماست

پاسخ:
سلام بزرگوار منظور بنده چیز دیگه ای بود که بله شما صحیح فرمودید .منتهی من اشتباه بیان کردم

منظورتون از این مطلب؟؟؟؟؟؟؟

بعضی ها هم ک شدن مدیر برنامه ائمه میگن این هفته برو فلان جا اون هفته برو فلان جا

کلا باکنایه حرف میزنیداااا

بله:

الغیبت اشد من الزنا


سلام
مطالب خوبی دارین
فقط یک نکته
این جمله ای که اون بالا زدید نیا نیا گل نرگس درست نیست
در همه روایت ها فرمودند که دعا کنید برای فرج
این یک بدعتی است که ناآگاه راه افتاده
انشاالله که شما اصلاح کنید
پاسخ:
سلام علیکم
لطف دارید
بله حق باشماست منم به دلایلی این اسم رو گذاشتم انشاالله نیمه شعبان عوض میشه
درپناه حق
سلام

*ریخت و پاش کنید*

...کمی برای دل...


پاسخ:
تشکر
۲۹ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۴۵ امیرابوالفضل علوی
اى مشعل نور ناب! چشمت روشن
اى وارث آفتاب! چشمت روشن
آمد به جهان، مادر والاگهرت
اى رهبر انقلاب! چشمت روشن
 با سلام

خدا می خواست زنده بمانی...

http://baketab.blog.ir/post/4
۲۳ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۱۰ حلقه تربیتی شهید اسماعیل زاده تسوجی
سلام
خدا قوت
خسته نباشید

با عرض سلام به روزم با حرف دل

امیدوارم با هم فکری و راهنمایی شما

به مطلب جامعی برسیم

یاعلی
پاسخ:
سلام علیکم
خدمت میرسیم

- ژیلا نمی خواد باهاتون ازدواج کنه.

مریم این حرفو زد و آب پاکی رو روی دست محمد ابراهیم ریخت. واسطه گری مریم، دوست صمیمی ژیلا هم به نتیجه نرسید اما فرمانده بیست و شش ساله به این راحتی میدون رو خالی نمی کرد. چه وقتی در اوج ناامیدی قابله های شهرضا، زنده به دنیا اومده بود و چه وقتی معلم بود و سر کلاس حرفای ضد شاه می زد. مهر ژیلا از همون ملاقات اول تو دل محمد ابراهیم افتاده بود.

یک سال و نیم پیش بود. پاوه بودن. گفته بودن چند پرستار از اصفهان اومدن که ژیلا هم بینشون بود. تو سالن اجتماعات اونها رو دید. سر و وضعش نشون می داد از خانواده ای پولداره. از اون دخترای سرتقی که پدر و مادرش می خواستن اونو به خارج بفرستن اما سر از کردستان در آورده بود.

- حواستون باشه حرفایی نزنین که به اهالی بر بخوره. ما مهمونشونیم.

محمد ابراهیم این نکته رو به دخترای پرستار گفت. توصیه ای همیشگی که به تازه وارد ها می گفت تا بدونن اینجا کردستانه. چند دقیقه بعد تو دفترش نشسته بود که چند نفر از اهالی، ناراحت و عصبانی وارد شدند.

- کاک ابراهیم این دخترا حرمت نگه نمی دارن.

فهمید یکی از تازه واردا دسته گل به آب داده و حرفی زده که به اهالی بر خورده. اسم طرف ژیلا بدیهیان بود. عصبانی شد. وسط حملات جدایی طلب و ضد انقلاب، این ماجرا قوز بالای قوز می شد. در رو کوبید و وارد سالن اجتماعات شد.

- کی بوده از این حرفا زده؟ من با دیوار حرف می زدم؟

یادش میومد خودش از اینکه صداش اینقدر بالا رفته بود جا خورده بود. ژیلا ماتش برد. نگاش کرد. از چشماش نفرت می بارید. معلوم بود چیزی تو گلوش جمع شده چون آب دهنشو به سختی قورت می داد. به سمت در رفت. از بیرون در صدای ترکیدن بغض و هق هق گریه شنید. سنگینی نگاه بقیه رو روی خودش حس می کرد. از اون روز بود که فهمید این دختر سرتق اصفهانی رو دوست داره. چند بار به خواستگاریش رفت. یادش نمی اومد. فقط یادش میومد که در مدرسه پاوه، بیمارستان سقز و هر جا که می شد این کار رو کرده بود و حالا هم به اصفهان اومده بود. به شهر ژیلا تا نشون بده عشقش واقعیه.

- مریم خانوم به ژیلا خانوم بگین من تو حیاط دانشگاه منتظرشم.

مریم جا خورد اما قبول کرد. یک ساعت بعد دو نفر روی نیمکت زیر درخت چنار قدیمی دانشگاه نشسته بودن.

- من اهل سوختن و ساختن نیستم. بهم بد بگذره طلاق می گیرم گفته باشم.

ژیلا نرم شده بود. از پافشاری و کله شقی محمد ابراهیم و اینکه پسر معتقدی بود خوشش اومده بود. دیگه تو چشماش خبری از بغض و نفرت نبود. محمد ابراهیم هم فهمیده بود. برای همین زیر رگبار حرفای ژیلا لبخند می زد و «چشم» و «هرچی شما بگین» می گفت.

اما دو سال بعد ژیلا بر سر جسد بی سر محمد ابراهیم بیست و هشت ساله ایستاده بود. بر سر موسس و فرمانده لشگر بیست و هفت محمد رسول الله که حالا از جزیره مجنون آمده بود. ژیلا حسرت شنیدن اون «چشم ها» و «هرچی شما بگین ها» رو داشت.
پاسخ:
مجنون زنده خواهد ماند چون عاشق حاج ابرهیم همت است ومن...
من مجنون ترازمجنون

سلام...

چهار سردار...

http://zareh.blog.ir/post/394
۱۱ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۲۴ میلاد علیدوست

سلام خدمت شما...ایشالا که سلامت باشید...باموضوع "استفاده از فرصت ها "در خدمتم
موفق وتندرست باشید.
خدا قوت
سلام
کربلای ایران
 شیش گوشه خوزستان
دل هواتو کرده
هوای کربلات
دیونه صحن وسرات
شلمچه روی خاک
اون شهدای بی پلاک
اون زمینای نمناک
اون صحنه های سوزناک
اون بدنای غمناک
اون شهدای بی پلاک

با سلام وعرض تبریک سال جدید

و تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه

به روزم با مطلب" خودمان را حقیر نگیریم"

سلام....

دعوتید با طعم کتاب ناب....

 

*استاد عشق...

http://heyateketab.blog.ir/post/46

 

یا علی

 

۲۷ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۰۵ کوثر ✜عاشق شهید همّت✜
شهیدان را شهیدان می شناسند....

سلام
التماس دعا
۲۷ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۰۶ امیرابوالفضل علوی
امشب ردیف شد غزلم با نمی‌شود
یا می‌شود تمام کنم یا نمی‌شود
عید است و در چمن خبری از نشاط نیست
یعنی بهار گل ز گلش وا نمی‌شود
عید است و ابرهای جهان گریه می‌کنند
عالم برای فاطمه پروانه می‌شود
زخمیست داغ فاطمه بر سینه‌ی علی
زخمی که هیچ گاه مداوا نمی‌شود
تنها نه هستی علی از دست رفته است
هستی بدون فاطمه معنا نمی‌شود
لا خیر بعد فاطمه هم بی‌حساب نیست
یعنی کسی برای تو زهرا نمی‌شود
تقویم عمر یاس تو هجده بهار داشت
این راز مبهمیست که افشا نمی‌شود
این گنج تا قیام قیامت نهفته است
این قبر گوهریست که پیدا نمی‌شود
باور کنید حکم گذرنامه بهشت
الا به دست فاطمه امضاء نمی‌شود
دوزخ کنار می‌کشد از نام پاک او
آتش حریف دختر طاها نمی‌شود
امیدوار، روز قیامت به دست کیست
چشمی که در عزای تو دریا نمی‌شود
برگرد یاس پرپر گلخانه‌ی رسول
در سینه‌ی علی غم تو جا نمی‌شود
امشب سپیده سر زد و روشن نشد چراغ
از گوشه بقیع علی پا نمی‌شود
یا فاطمه الزهرا اغیثنا..........

سلام دوست گرامی

یکی از مسائلی که درباره عید نوروز مطرح است این است که آیا این روز مقارن با عید غدیر قمری است یا خیر؟ برای حل این مسئله، مطلب کوتاه زیر را مطالعه کنید و بعد خودتان نتیجه مقاله را به صورت آنلاین با مبدل تاریخ محاسبه نمایید.


.:: اَللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم ::.

سلام بزرگوار
واقعا دلم سوخت که نرفتید، ولی گاهی اوقات اجر تو نرفتن هست.
دل نوشته خوبی بود، صادقانه و بی ریا. اما به نظرم اگه میومدین یک نتیجه گیری میکردید از متنتون و این عدم حضور در مناطق جنگی را به یک فرصت تبدیل میکردید، یعنی امید بخش تمام میشد، بهتر بود.
و اینکه خاندان کرم از بس کرم دارند پس نمیگیرند داده هایشان را، به نظر بنده حقیر، مادر سادات شما را دوست دارد همانجایی ببیند که قرار است نوروز باشید.
4سالی است دوکوهه را زیارت نکرده ام به لطف اردوهای جهادی و اصلا هم ناراحت نیستم. 

با این قلب شکسته ای که دارین زیاد دعا کنید برای ما سر به هوا ها...
۲۵ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۴۷ قلبم را ب حبّ ت خوش دار ..
سلام دوس
چخد جالب و عشق و دوست داشتنی
+
ادامه مطلبم نوشته شد

طلائیه، تو طلای ناب داری

به زیر خاک خود، مهتاب داری

طلائیه، ای نگین خفته در خون

تویی منزلگه مردان مجنون

۲۳ اسفند ۹۲ ، ۰۱:۰۷ لایتنــــــــاهی ...
عجب ماهیه این ماه...
پاسخ:
بله
عشق محزون علی یاس است و بس

چشم او یک چشمه الماس است و بس


اشک می ریزد علی مانند رود

بر تن زهرا: گل یاس کبود

التماس دعا

باید گذشتن از،دنیا به آسانی

باید محیا شد،از بهر قربانی

با چهره ی خونین،سوی حسین(ع)رفتن

زیبا بود ایثار، معراج انسانی ...

 



شهادت نصیبتون.

پست زیبا و اثر گذاری بود واقعا.خدا خیرتون بده. ما که راهی هستیم حال و هوای شما رو نداریم. همین خودش خیلی ارزشمنده. شاید مایی که میریم درکش نکنیم ولی شمائی که دلتون اونجاست و نرفتین بهتر درک میکنید.

لایق باشیم و زنده دعاتون میکنیم.

شما هم مارو از دعای خیرتون فراموش نفرمائید.


یا زهرا(س)


۲۱ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۱۰ محمد باقری معتمد

خیلی دوس داشتم برم ولی متاسفانه نشد

یا علی

پاسخ:
انشاالله به زودی نصیبتون بشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی